علامه حسن زاده آملی: جز هستی چیزی نیست

جز هستی چیزی نیست | فلسفه برگر

علامه حسن زاده آملی در کتاب «دروس معرفت نفس» در رابطه با «جز هستی چیزی نیست» مطالبی را مطرح کرده‌‌اند که در اینجا مشاهده می‌کنید.

جز هستی چیزی نیست

وجود است که مشهود ما است؛ ما موجودیم و جز ما همه موجودند.

ما جز وجود نیستیم و جز وجود را نداریم و جز وجود را نمی‌یابیم و جز وجود را نمی‌بینیم.

وجود را در فارسی به هست و هستی تعبیر می‌کنیم.

در مقابل وجود عَدَم است که از آن به نیست و نیستی تعبیر می‌شود.

چون عَدَم نیست و نیستی است پس عَدَم هیچ خواهد بود.

پس وجود است که منشاء آثار گوناگون است و هر چه که پدید می‌آید باید از وجود باشد نه از عَدَم.

آثار وجودی موجودات مختلف

موجودات پیرامون ما دارای آثار وجودی متفاوتی هستند که در اینجا هر یک از آنها را بررسی می‌کنیم.

1-جمادات

یک قسم از مشهودات خود را می‌بینیم که به ظاهر هیچ حس و حرکت ندارند و آنها را رشد و نموّ نیست.

برای نمونه می‌توان به انواع سنگ‌ها، خاک‌ها و … اشاره کرد که به آنها جماد می‌گوییم.

2-نباتات

قسم دیگر  از مشهودات ما، شامل موجوداتی می‌شوند که تا حدّی حس و حرکت دارند و رشد و نموّ می‌کنند.

این دسته از گیاه تا درخت را شامل می‌شود.

اگر جماد و نبات را با یگدیگر بسنجیم، می‌بینیم که هر دو در اصل وجود داشتن مشترک هستند.

به علاوه هر دو دارای حجم و وزن می‌باشند.

تفاوت این دو در اینست که نبات رشد و نموّ دارد و او را تا اندازه‌ای حسّ و تا حدّی حرکت است ولی جماد فاقد این کمال می‌باشد.

پس نباتات دارای آثار وجودی بیشتر نسبت به جمادات هستند و در نتیجه نبات در رتبه برتر از جماد است.

3-حیوان

قسم دیگر از موجودات دارای حرکات گوناگون هستند و حسّ آنها به مراتب شدیدتر و قویتر از حسّ نباتات است.

از آنها افعال جور واجور بروز می‌کند و همه از اراده‌ی آنها است که انواع حیوان را شامل می‌شوند.

چون این قسم را با نباتات مقایسه کنیم می‌بینیم که هر دو در وجود داشتن و جسم بودن و در لوازم جسم شریکند.

همچنین هر دو این موجودات دارای رشد و نموّ هستند.

اما حیوان واجد کمالاتی است که نبات فاقد آنها می‌باشد که همان حرکات ارادی و افعال گوناگون است.

پس آثار وجودی و حیاتی حیوان بیشتر از نبات می‌باشد؛ پس حیوان در رتبه‌ی برتر از نبات است.

4-انسان

قسم دیگر موجودات دارای رشد و نموّ و حس و حرکت ارادی و دیگر قوای حیوانی هستند ولی افعالی از آنها صادر می‌شود که از هیچ حیوانی ساخته نیست.

همه‌ی حیوانات و نباتات و جمادات مسخّر اویند و او بر همه حاکم و غالب می‌باشد و آن انسان است.

پس ناچار قوای حیاتی و وجودی او بیشتر از حیوانات است، پس انسان در رتبه‌ی والاتر از حیوان می‌باشد.

5-علم

اگر در افراد انسان، فحص و کاوش کنیم می‌بینیم که آثار وجودی دانا به مراتب بیش از نادان است.

همه‌ی اکتشافات و اختراعات از دانشمند است نه از نادان.

انسان نادان، محکوم دانا و تابع او است و در حقیقت دانش است که محور جمیع محاسن می‌باشد.

پس انسان دانا، اشرف از انسان نادان و حیوان و نبات و جماد است.

پس در حقیقت، علم موجود اشرف می‌باشد و در رتبه از همه افزون‌تر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *