خدا در فلسفه فارابی در خداشناسی و فلسفه

خدا در فلسفه فارابی | فلسفه برگر

خدا در فلسفه فارابی

فارابی پیش از آنکه درباره‌ی ذات و صفات باری سخن گوید، موجودات را دو قسمت می‌کند:

«یکی آنکه چون ذاتش اعتبار شود وجودش واجب نیاید، و آن ممکن‌ الوجود است. دیگر آنکه چون ذاتش اعتبار شود، وجودش واجب آید، و آن واجب الوجود است.»

واجب الوجود بالذات

«واجب الوجود بالذات آن کسی است که ذات او مقتضی وجود است، و فرض عدم وجود او محال باشد. و وجود او غیر نباشد، و او سبب اول است برای وجود اشیاء».

«وجودی چون وجود او نخواهد بود».

صفات خدا

صفات خدا با ذات خدا یکی است، زیرا خداوند واحد بسیط است.

فیض چیست؟

اقوال فلسفه در بیان ماهیت فیض مختلف است.

فارابی فیض را با روش عقلی توضیح می‌دهد که: خدا ذات خود را تعقل کرد و عالم از علم او به ذات خود صدور یافت.

«عالم از او پدید آمد، از آن حیث که او به ذات خود عالم بود.

پس علم او به علت وجود چیزی است که آن، عالم است».

این موجودی که از ذات باری صادر شده، عقل اول است.

از عقل اول عقل دوم پدید آمد و فلک اعلی یا فلک اول؛

از عقل دوم، عقل سوم و آسمان یا فلک دوم یعنی فلک کواکب ثابته.

و از عقل سوم، عقل چهارم و کره‌ یا فلک زحل؛

و از عقل چهارم، عقل پنجم و کره مشتری؛

و از عقل پنجم، عقل ششم و کره مریخ؛

و از عقل ششم، عقل هفتم و کره شمس؛

و از عقل هفتم، عقل هشتم و کره‌ی زهره؛

و از عقل هشتم، عقل نهم و کره عطارد؛

و از عقل نهم، عقل دهم و کره ماه.

بنابراین، عقلی و فلکی از هر عقل پدید آمد.

ما مقدار این عقول و افلاک را می‌دانیم تا برسند به عقل فعال.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *