انسان کامل و حقیقت قرآن

انسان کامل و حقیقت قرآن | فلسفه برگر

آیت الله جوادی آملی در کتاب «قرآن در قرآن» دیدگاه‌هایی در رابطه با «انسان کامل و حقیقت قرآن» مطرح کرده‌اند که در اینجا آن را مشاهده خواهید کرد.

در سوره‌ی مبارکه‌ی «واقعه» می‌فرماید:

«فلا أقسم بمواقع النجوم * و إنه لقسم لو تعملون عظیم * إنه لقران کریم * فی کتاب مکنون * لایمسه الًا المطهّرون».(سوره احزاب، آیه‌ی 33)

مقصود از «مواقع نجوم» در این آیه، نظام کیهانی است و خدای سبحان می‌فرماید که به مواقع نجوم و به سراسر آفرینش آنها قسم نمی‌خورم و این قسمی عظیم است اگر بدانید، قرآن کریم در کتاب مکنون و پوشیده‌ای است که جز مطهّران، کسی نمی‌تواند آن را مسّ کند.

مقصود از «مسّ» در این کریمه، مطلق ارتباط و تماس معنوی است و مطهّران را خداوند در آیه‌ی کریمه‌ی دیگر چنین معرّفی می‌کند:

«إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهّرکم تطهیرا».(سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 157)

اهل بیت عصمت و طهارت و عترت پاک و مطهّر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همان مطهّران هستند و به آن مرحله‌ی عالیه راه دارند، به مقام لدن بار یافته و حقیقت قرآن را دریافته‌اند.

ضمیر مفعولی در «لایمسه» را اگر به مرحله‌ی نازله‌ی قرآن هم برگردانیم نتیجه‌ی فقهی آن این می‌شود که مسّ ظاهر قرآن بدون طهارات سه گانه‌ی از آب یا خاک(وضو و غسل و تیمّم) جایز نیست.

البته در آن صورت، جمله‌ی خبریّه‌ای است که به انگیزه وداعی انشا و نهی صادر شده است.

و اگر ضمیر مزبور، به کتاب مکنون برگردد، تنها مطلب تفسیری است از آن استنباط می‌شود و هیچ گونه حکم فقهی را به همراه ندارد.

و اگر ضمیر یاد شده به قرآن برگردد و جامع ظاهر و باطن از آن اراده شود، در این حال براساس صحت این گونه از استعمال‌ها، گذشته از حکم تفسیری، پیام فقهی هم خواهد داشت.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *